عبد الله احمديه
232
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
بيمار شانزدهم * در تاريخ 30 / 8 / 30 آقاى حسن ت . استوار ارتش اهل شهرضاى اصفهان 30 ساله به مطب رجوع نمود . طبق اظهار ، پدر او حالتى عصبى و پرخاشگر داشت و زياده از حد بيهودهگوئى مىكرد . حرفهاى حزنآور مىزد و گريه مىنمود . ( كه به اصطلاح طب قديم دال بر وجود « سوداى مزاج » بوده است ) . بيمار از امراض مادر خود آگاهى نداشت . تاكنون چند بار به بيماريهاى گوناگون نظير آبله ، حصبه ، تب نوبه ، سرماخوردگى و دل دردهاى شديد دچار گرديده بود . مىگفت : « . . . در كودكى بيضهام باد آورد و پاهايم خيز برداشتند . مرحوم حاج ميرزا لطفعلى و مرحوم ميرزا عنايت اطباى اصفهانى به كمك يكديگر به درمانم پرداختند . هشت سال قبل مبتلاء به اسهال خونى شدم . در مدت عمر مكرر به دلدرد مبتلاء گرديدم . حال گهگاه به سردرد دچار مىشوم . در بعضى از نقاط سر و بدنم شوره مىزند كه شباهت به جزايرى در دريا دارند اين لكههاى شوره در صورت و گوشها نيز پديدار مىگردند . لكهها در زمستان ظاهر و در تابستان از بين مىروند . اين عارضه با خوردن داروهاى گياهى « سرد » مانند چغندر ، شيرخشت ، انار و غيره تخفيف مىيابد . خارش در تمام بدنم وجود دارد كه مىبايستى تنم را بخارانند تا آرامشى پيدا شود . در اثر اين خارش ، پوستههائى مانند پوست پياز در بدنم بوجود مىآيند كه كنده و پراكنده مىگردند . گاهى قلبم درد مىگيرد و بعد حالت ضعف دست مىدهد و حالت عصبى سختى پيدا مىشود به حدى كه خودم را مىزنم و گاه بيهوش مىشوم . به من عصاره والرين مىخورانند آرامش مىيابم . تا به هوش مىآيم دست و پايم سرد مىشوند و دائما عرق مىكنند . در بيست روز پيش دچار سرماخوردگى شديدى شدم . پزشك معالج داروئى تجويز كرد . بعد از آن به حمام رفتم . پس از خروج از حمام به دلدرد مبتلاء شدم . بعدا ادرار در مجرا به سوزش افتاد به قسمى كه در هر ساعت حدود 5 بار براى دفع ادرار مىرفتم ولى هربار چند چكه بيشتر دفع نمىشد . براى معالجه هندوانه خوردم ادرار بيشتر شد ولى سوزش باقى بود . همينكه گرم مىشدم ادرار كم و سوزش و فشار كمتر مىگشت ولى به هنگام عصر كه هوا سرد مىشد اين فشار بيشتر مىگرديد . . . »